اسکاتلندی واقعی

این نوشته برای همیشه به بخش مغالطات تارنمای زندیق رفت:

 

 

 

Advertisements

4 پاسخ

  1. همون طوری که قبلا هم گفتم من مشتری شدم.

    یه مثال که همیشه شنیدم اینه:

    نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد.

    اما من خیلی آدم های نماز خون می شناسم که کارهای خیلی بد می کنند.

    جواب: خوب اونا نمازشون واقعی نبوده

  2. […] شرح مغلطه اسکاتلندی واقعی من به تفصیل راجع به اینکه آدمها بعد از رد شدن حرفهاشون […]

  3. مطلب جالبی بود

    اما دقت در یک مورد بسیار اساسی ضروری است و دوست دارم در آن مورد حرف بزنم. این مغالطه واقعاً مورد سوء استفاده بسیار زیادی قرار می گیرد که موارد مختلف آن در این متن و یادداشتهایی که در ذیل آن نوشته شده است، به اندازه کافی مورد بحث قرار گرفته است. توضیح اضافه ای که می خواهم بدهم این است که یک امر در این مقاله دیده نشده است.

    در عمل کاربرد استدلالی که در این مقاله ارائه شده بسیار پیچیده تر است. واقعیت این است که تئوریهای بزرگ علمی؛ با اینکه وجهی کلی گرایانه و جهان شمونل دارند، با یک مثال نقض رد نمی شوند. این درست است که یک گزاره کلی با یک مثال نقض رد می شود، اما یک تئوری علمی با یک مثال نقض رد نمی شود. دلیل این است که یک تئوری علمی یک گزاره کلی نیست،بلکه سیستمی بسیار پیچیده است.

    به عنوان مثال، فیزیک نیوتنی، با اینکه نمی توانست هرگز حرکت ماه را دقیقاً پیش بنی کند و از پیش بینی حرکت عطارد هم همیشه عاجز بود، در عمل تا وقتی که تئوری نسبیت ارائه نشده بود، این تئوری رد نشد.
    در دنیای واقعی علم ردیه یک تئوری حتماً یک تئوری جدید است، نه یافتن تنها یک مثال نقض. در عرصه تئوریهای علمی برخی اوقات، و شاادی باید گفت در بسیاری از مواقع استثنائات نه تنها تئوری را رد نمی کنند، بلکه خود دلیلی برای اثبات قاعده هستند.

    این پیچیدگی را هم باید در کنار این بررسی منطقی؛ که البته درست هم هست، مدنظر قرار داد. واقعیت این است که تز ابطال پذیری پوپر هم مدتهاست که نقد شده و نقایص آن به دقت نشان داده شده است؛ هر چند این امر به این معنی نیست که کلاً ابطال پذیری را کنار می گذاریم. یعنی با وجود یافتن نقص این ایده، هنوز می توان از آن به عنوان یک راهنما، و نه یک قاعده تمام عیار، استفاده کرد. این هم نمونه ای دیگر است از اینکه یافتن یک مثال نقض، با اینکه یک گزاره کلی را رد می کند، اما یک تئوری را رد نمی کند.

    چیزی که باعث می شود گزاره های مورد بحث در یادداشتها به این طریق بال رد باشند، ساختار ساده آنهاست. کسی که معتقد است نمازگزار دزدی نمی کند،نمی تواند تئوری سازگار و منسجمی برای این ایده ارائه کندو درعمل تمام تئوری او در یک گزاره خلاصه می شود، و البته یک گزاره کلی، چون یک تئوری نیست، با یک مثال نقض رد می شود.

  4. آرش بیخدای عزیز
    مدتیه مشغول خوندن نوشته های شما هستم.
    بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود…
    خیلی مردی!کارت بی نهایت ارزشمنده…من هم به نوبه ی خودم تا حد امکان دیگرانو آگاه می کنم و به وبلاگ شما ارجاع میدم.
    از دور دستتو به گرمی می فشارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: